ديشب تو رَآه مدرسه تا بلژيك با علي خيلي حرف زدم....از نگرانياش گفت ... كه نگرانيهاي جفتمونه.... از سختيهاي راهمون.... از بالا و پايينهاش... خيلي بهم ريختم ... انگار داشت سر بسته بهم ميگفت كه خودمو واسه خيلي چيزا آماده كنم ...اميدوارم اين بحرانمون زود و آسون تموم شه...
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
تاريخ: چهارشنبه
17 بهمن
1397 ساعت: 11:15