خرید بک لینک
امروز با علي يكم بحثم شد ....روز تعطيل اومده سركار و نويد رفته دنبال زندگيش....

علي رفته سر كار ٠٠٠٠چون دوستش تو خونه خوابيده و نميخواد اونو يه وقت بيدار كنه......

اين از خودگذشتگي هاي علي بعضي وقتها روانييم ميكنه ....اصلن دوست ندارم اينقدر به ديگران بها بده .....اين طرز فكرمون باهم فرق ميكنه...كه اميدوارم حل شه

يكي از نگرانيام كار كردن علي پيش نويد ....من اصلن نويد رو آدم قابل اعتمادي نمي دونم ...و مثه روز برام روشنه كه با محبت هاي بيش از حدي كه علي بهش كرده و انتظار بيش از حد نويد .....ما حتما دچار مشكل ميشيم.....علي اونجا كار كنه .... نه تعطيليش معلومه ....نه ساعت كارش .... نه حقوقش...تازه فكر كنم بايد حقوقم بده......خيلي ميخوام خوشبينانه فكر كنم ولي هيچ نقطه اميدي توش نمي بينم ....البته از حق نگذرم نويد پسر خوبيه ....دوست همراهيه... باهاش تفريح كردن خوش ميگذره ...ولي صرفا بايد تو زنگ تفريح زندگيمون باشه.......

بايد زودتر علي كار خودشو شروع كنه ....با تمام سختي هاش بايد مستقل باشيم ....من آدم اينجور زندگي نيستم ....من نمي تونم ببينم با پول ما يكي داره حال ميكنه بعد چسيشم واسه خودمون مياد......نميزارم.....

ببين علي شايد اين خودخواهي باشه ولي ما بايد اولين وآخرين فكرمون زندگيمون باشه ....

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:29 توسط doni |

برچسب: نویسنده: کیارش امیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:39

صفحه بندی